تبلیغات
تیک ایت - مقاله ای درباره فساد اخلاقی و جنسی فرح - اشرف و سایر درباریان شاه پهلوی
تیک ایت
پرتال جامع دانلود مقاله , تحقیق و پاورپوینت کامپیوتری
خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوش آمـــــــــــــــــــــــــــــــــــدیـــــــد |~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~| از تاریخ 95/11/15 فروشگاه به پروتکل امن Https مجهز شده است (SSL certificate) شما می توانید با خیالی آسوده خرید کنید |~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~| مزیت دسترسی به فروشگاه امن: 1- اطمینان مشتریان از اعتبار فروشگاه به واسطه گواهی معتبر SSL و نمایش قفل سبز رنگ در مرورگر آنها 2- اطمینان مشتریان از رمزگذاری شده بودن ارتباط و حفظ امنیت اطلاعات و حریم خصوصی مشتریان |~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~| برای ورود به فروشگاه تیک ایت اینجا کلیک کنید |~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~| محبوب ترین محصولات امروز فروشگاه
این نمایش مربوط به سال 82-81 می باشد که اساتید طنز استان آذربایجان شرقی در آن ایفای نقش کرده اند: بهمن تقی پور علیرضا رنجی پور محبوب کریمی و بابک نهرین امیدوارم این نمایش بسیار زیبا و خاطره انگیز رو دانلود کرده و در کنار دوستان و خانواده از دیدنش لذت ببرید. توضیحات فیلم: این فیلم به علت قدیمی بودن دارای کیفیت پایین می باشد. حجم فایل: 553 مگابایت فرمت: MpG ...
این نمایش مربوط به دهه هفتاد می باشد که اساتید طنز استان آذربایجان شرقی در آن ایفای نقش کرده اند: حاج جعفر اصغرنسب (صمد) علیرضا رنجی پور محبوب کریمی و شادروان کریم احمدپور امیدوارم این نمایش بسیار زیبا و خاطره انگیز رو دانلود کرده و در کنار دوستان و خانواده از دیدنش لذت ببرید. توضیحات فیلم: این فیلم به علت قدیمی بودن دارای کیفیت پایین می باشد. حجم فایل: 512 مگابایت فرمت: DAT ...
دانلود 50 پاورپوینت جالب با موضوعات: سخنان بزرگان سخنان زیبا و پند آموز کشورهای جهان جملات روحیه بخش پزشکی و سلامت پاورپوینت های انگلیسی تصاویر زیبا و جالب تفکر و اندیشه پارادایم و کلی پاورپوینت مهیج دیگه که مطمئنم از دیدنشون لذت می برید ... به امتحانش می ارزه ! ...


فرح:

فرح نیز در یک خانواده بی بند و بار تربیت شده بود. پدرش یک استوار ارتش بود که به علت سرطان درگذشت و به زودی با مادرش راهی تهران شد. دایی فرح، محمد علی قطبی، سرپرستی هر دو را به عهده گرفت. در این خانواده هیچ یک از امور شرعی مراعات نمی شد. فرح در تهران در مدرسه «ژاندارک تحت نظر راهبه های فارنسوی» دبستان و دبیرستان را طی کرد. به گفته مادر فرح، فرح با پسر دائی اش رضا قطبی «در زیر یک سقف زندگی می کردند.»
محمد علی قطبی تصمیم گرفت فرزشند رضا را برای تحصیل به فرانسه بفرستد. فرح که اینکه یک دختر 18 ساله شده بود «اصرار ورزید او را هم همراه با رضا به فرانسه» بفرستند و سرانجام دو جوان با یکدیگر برای تحصیل به فرانسه رفتند.(45)


فرح در فرانسه سه دوست جدید به نام «لیلی امیر ارجمند» و «کریم پاشا بهادری» و «فریدون جوادی» برای خود یافت. لیلی امیر ارجمند بعدها در کاخ پهلوی به جرگه دوستان دربار، و سپس همه کاره فرح در کانون پرورش کودکان درآمد. لیلی امیر ارجمند از مبتذل ترین زنانی بود که مظهر فساد دربار بود. ملکه مادر در توصیف خانم امیر ارجمند می گویدک « این خانم یک زن بی بند و باز و ازاد از هر نوع قید و بند بود... گاهی اوقات ده، پانزده، بیست زن را کارکنان دربار و ندیمه ها و خدمه و دوستانش را لخت، لخت مادرزاد می کرد و در استخر کاخ بدون هیچ پوششی شنا می کردند.»(46)
یک مرتبه آقای صاحب اختیار سرپرست خدمه های کاخ در مورد این عمل به لیلی اعتراض کرد و گفت: « این کار در جلو کارگران کاخ خوب نیست. لیلی گفت: « بگذار نگاه کنند برای سوی چشمشان خوب است.»(47)
لییل امیر ارجمند می گفت: « اگر آدمها در حضور هم معاشقه و مغازله و زناشویی کنند لذتش دو چندان می شود و خودش همیشه مجلس چند نفره راه می انداخت و گاهی که مرد کم می آوردند از همین خدمه دربار صدا می کردند و می بردند به داخل محفل خودشان.»(48) شوهر لیلی امیر ارجمند حسین علی امیر ارجمند از او بی غیرت تر بود، « هر وقت مردی زنش را می بوسید او مؤدبانه تشکر می کرد.»(49)
مادر فرح نیز از فساد این دوست شبانه روزی فرح تعجب می کند و می نویسد: «البته من از بی پروایی جنسی لیلی ناراضی بودم، به ویژه در مسافرتهای نوشهر و کیش عادت داشت بدون هیچ پوششی وارد دریا شود و برایش امیتی نداشت که دهها نفر نگهبان و گاردیها دارند او را تماشا می کنند.»(50)
خوشبختانه خانم امیر ارجمند در همان دوران تحصیل در فرانسه «تغییر دین داده و به کاتولیک گرویده بود.»(51) لیلی امیر ارجمند با این همه فساد شب و روز در کنار فرح بود. هرگاه در تهرا بودند، در کاخ بود و هرگاه مسافرت می رفتند ملتزن رکاب بود. امیر ارجمند چنان به فرح علاقه نشان می داد که «سعی می کرد در طرز لباس پوشیدن و آرایش شبیه فرح باشد.»(52) و فرح نیز سعی می کرد در بی بند و باری شبیه امیر ارجمند باشد. به گفته مخافظ شاه «این خانم از دوستان ملکه فرح دیبا بود، خیلی از کارهای آنها مثل هم بود. مثلاً در وقاحت و بی شرمی کاملآً شبیه هم بودند. از این که جلوی مردم لخت قدم بزنند لذت یم بردند. البته گاهی فرح در اثر فشار مادرش کمی رعایت می کرد.»(53)
البته یک لیلی دیگری نیز به نام «لیلی دفتری» دختر سرتیپ دفتری که در وقاحت دست کمی از امیر ارجمند نداشت، جزء حلقه دوستان فرح بود. این دو نفر نیز «وقتی که در نوشهر همراه فرح بودند با وضع قبیحی روی ماسه ها می خوابیدند و در مقابل سربازان گارد حاکات شنیعی می کردند. خود فرح هم دست کمی از آنها نداشت و حتی به یک عکاس اجازه داده بودند که...»(54)
یکی دیگراز دوستان پاریسی فرح «کریم پاشا بهادری» بود. آنها « از اوایل ورورد به پاریس با هم آشنا شده و بیشتر اوقات خود را با هم سپری می کردند. کریم از فرح خواستگاری کرد و و با این که رضا قطبی پسر دایی فرح مخالفت کرد، این خواستگاری مورد موافقت قرار گرفت و بدون اجازه خانواده «در یک جشن کوچک با حضور دوستان و تنی چند از دانشجویان ایرانی مقیم پاریس رسماً نامزدی خود را اعلام کردند.»
به محض خواستگاری شاه، فرح نسبت به این نامزدی بی وفایی کرد و او را در حماری گذاشت. ولی بی وفایی فرح طولی نکشید، هنگامی که ملکه ایران شد، این دست قدیمی را به کاخ آورد و محفل انس سابق را با سایر دوستان راه اندزای کرد. به گفته ملکه مادر «این دختر (فرح) آن قدر قبیح بود که کریم پاشا بهادری را آورده بود کنار دست محمد رضا به عنوان رئیس دفتر ملکه».
معروف ترین فسادجنسی فرح کشف رابطه او با فریدون جوادی بود. «فریدون جوادی از قدیمی ترین دوستان ایام تحصیل فرح در پاریس و در واقع اولین دوست او در فرانسه بود.»(55) به دنبال فرح، جوادی نیز به دربار راه یافت. جوادی دوست سفر و حضر فرح بود. در مسافرتی که فحر و دوستانش به خجیر در منطقه جاجرود رفته بودند، فرح با جوادی مشغول معاشقه بودند که یکی از سربازان گارد آنها را مشاهده می کند. سرباز چون جزأت اعتراض به فرح را نداشته(56) به فریدون جوادی اعتراض می کند. این سرباز از لرهای خرم آباد بود و چون متعصب بود، نزد فرمانده اش سرهنگ بیگلری می اید و می گوید: « ما خیال می کردیم که از یک زن عفیفه نگهبانی می کنیم و نمی دانستیم که این طور مسایلی هم در میان است» سرانجام سرباز را با تهدید و تحبیب و خریدن یک مغازه مرخص می کنند.(57)
رابطه فرح و جوادی در یک ردبار فاسد امر غیر منتظره ای جلوه نمی کرد و تنها در موقع بروز رقابتها و حسادتها تجلی می کرد. فرح نه تنها از فاش شدن این ماجرا واهمه ای نداشت، بلکه دستور داد تا اطاق یکی از مأموران گارد را در اختیار جوادی قرار دهند تا نزدیک او باشد.(58) ملکه مادر در این رابهط معتقد است فرح «عمداً و عالماً کاری می کرد که به محمد رضا لطمه بخورد.» ملکه مادر در عکس العمل به این ماجرای عشقی می نویسد: «خوب چه کا رمی توانستم بکنم؟ اگر می خواستم به محمد رضا بگویم درست نبود و پسرم ناراحت می شد. این بود که خودم فرح را خواستم و به او نهیب زدم که زنیکه گدازاده خجالت نمی کشی این قبیل کارها را در جلو چشم کارکنار دربار انجام می دهی؟»
البته ملکه پهلوی در مورد غیرت محمد رضا گزافه گویی می کند. چطور ممکن است شاهی که خود مظهر فساد است و خواهر و مادرش در پیش جشمش به هرزگی می پرداختند از رابطه همسرش ناراحت شود؟ شاید پاسخ فرح به ملکه پهلوی تأییدی بر استنباط ما باشد. «فرح گفت: درست گفته اند شاه می بخشد، شیخ علی خان نمی بخشد! خود محمد رضا مرا آزاد گذاشته، آن وقت به تو حساب پس بدهم؟ من آزاد هستم و اختیار پایین تنه ام را دارم!».(59)
اختیار پایین تنه ظاهرا از اعتقادات راسخ فرح بوده است. یک بار دیگر که فرح به خاطر خوابیدن با فریدون جوادی در یک اطاق در بیمارستان قاهره مورد اعتراض احمدعلی انصاری قرار می گیرد، همین پاسخ را می دهد که همه «اختیار پایین تنه خودشان را دارند.»(60)
فرح گاهی اوقات رعایت شأن جایگاه ملکه را نیم کرد و با هر بی سر و پایی طرح مراوده می ریخت. از جمله با مربی سوئیسی اسکی اش که یک نجار بود در حال معاشقه دیده شد.(61)
رفتار جلف فرح در کاخ یک مرتبه شاه را نیز به خشم آورد. او در پاسخ به فرح که از شاه می خواست استراحت بیشتری بکند با لحنی «پرخاش کنان گفت: تنها یک راه برای استراحت کردن من وجود دارد و آن هم این است که از دعوت کردن این بچه خوشگل ها که دور و برتان ول می گردند دست بردارید. وقتی این جور آدمها دور و برم را گرفته اند چطور انتظار دارید که استراحت کنم؟»(62)
درباریان شاه چنان در فساد غوطه ور بودند که گکاه دست به اعمال یجنون آمیز می زدند. با توجه به فرهنگ مذهبی مردم ایران در آغوش مردی رفتن و با هم رقصیدن چقدر می توانست به حیثیت یک خانواده لطمه بزند. حتی فریده دیبا از این که در یک میهمانی کاخ سغید مردان، زنان یکدیگر را در حضور هم می بوسند و خیلی صمیمیانه با زنان یکدیگر در حضور هممی رقصند»، سخت تعجب می کند، ولی هنوز با شگفتی به یاد می آورد که «کندی هم چند دور با فرح رقصید و محمد رضا هم در حالی که دستهایش را دئور کمر ژاکلین حلقه کرده بود با او رقصید.»(63) چند سال بعد در استانه انقلاب همین موضوع تکرار شد. فرح با کارتر در شب ژانویه (11 دی ماه 1356) در کاخ نیاوران رقصید و همین مسئله یکی از شعارهای مردم ایران در تظاهرات روزانه آنها گردید.

اشرف:

اشرف در فساد جنسی گوی سبقت را از تمام درباریان ربوده بود. اشرف بسیار بی پرده به بی مبالاتی خود اعتراف می کند و از مهدی بوشهری به این علت که « در پاریس این فرصت را به او داد که جوان و شاد و بی بند و بار باشد»، اظهار رضایت می کند.(64)
معروف بود که اشرف از همان دوران قبل از ازدواج به «علیشا مهتر و مربی اسبهای سلطنتی» مراوده برقرار کرد. رضات شاه به موضوع پی برد و «علیشاه جوان را در زیر ضربات سهمگین شلاق سیاه کرد.»(65) بعد از آن اشرف به دستور پدرش با علی قوام ازدواج کرد، ولی این ازدواج دوام نیاورد و ا او جدا شد. اشرف در مصر با یک راننده تاکسی به نام احم شفیق آشنا شد و عاشق او شد و سپس با وی ازدواج کرد و از او صاحب یک دختر و یک پسر به نام شهریار و آزاده شد. اشرف هنوز در عقد رسمی شفیق بود که در پاریس عاشق مهدی بوشهرهی شد و با مهدی بوشهرهی از پاریش به ایران آمدند. اشراف این بازگشت را چنین یاد می کند:

تهران با پاریش بسیار تفاوت داشت ما مجبور بودیم خیلی محتاطانه رفتار کنیم و فقط در میهمانیهای بزرگ و اجتماعات خانوادگی که شوهرم حضور نداشت یکدیگر ار ملاقات کنیم .و با هم درد دل کنیم.(66)

اشرف بعد از مدتی از شفیق طلاق گرفت و با مهدی بوشهرهی ازدواج کرد. این ازدواج هم بیش از یک سال به طور نینجامید. از هم تارکه کردند و بوشهری برای ادامه زندگی به پاریس رفت. اشرف گرچه رسماً در عقد رسمی بوشهرهی باقی ماند، ولی چون عاشق پیشه بود هر لحظه دل به دامن کسی می بست. به گفته ارتشید فردوست «اگر قرار شود لیست مردانی که در دوران 37 ساله سلطنت محمد رضا با اشراف رابطه داشتند تهیه شود علی رغم دشواری و غیر ممکن بودن کار، چون حتی خود او نیز ممکن است همه را به یاد نیاورد، مسلماً لیست طویلی خواهد شد.» وی معروفترین مردانی را که اشرف دل به آنها بست چنین نام می برد: تقی امامی، ملک فاروق، دکتر غلامحسین جهانشاهی، وزیر بازرگانی گابینه علم؛ ذوالفقار علی بوتو، نخست وزیر پاکستان، و پرویز راجی رئیس دفتر هویدا.(67)
فساد جنسی اشرف از دید سازمانهای جاسوسی نیز قابل چشم پوشی نبود: « یکی از گزارشهای سیا در سال 1976 (1355) اعلام داشت که والا حضرت شهرتی افسانه ای در فساد مالی و به تور زدن مردان جوان دارد.»(68)
یکی از ین مردان جوان که قربانی آتش عشق اشرف شد، جوانی ارمنی به نام «لئون پالانچیان» بود. اشرف که سخت شیفته او شده بود، « بخشی از زمینهای مزروعی خود در رامسر را به پالانچیان بخشید.»(69) پالانچیان هر چه به نام و نوای بیشتری از الطاف اشرف می رسید، خیره سرتر می شد و از اشرف دوری می کرد تا جایی که اشرف متوسل به نصیری، رئیس ساواک شد و وی را دستگیر کردند. اشرف دستور ازرادی وی را صادر کرد، ولی باز هم پالانچیان به اشرف جواب منفی داد. اشرف عصبانی شد و انتقامی سخت از او ستاند. وی دستور داد در نوشهر هواپیمای کوچکی اختصاصی او را دستکاری کردند. پالانچیان پس از برخاستن به قعر دریا فرو رفت.(70)
غلامحسین بیگدلی یکی از افسران بازنشسته ارتشی که در دهه بیست محافظ اشرف بود، می گوید: اشرف «با این که زن احمد شفیق مصری بود... هر کس که گیرش می آمد مورد استفاده شهوانی قرار می داد، زن ناپاکی بود، انصافاً زن ناپاکی بود.» او می گوید وقتی از دانشکده افسردی فارغ التحصیل شدم محافظ اشرف شدم « در آنجا اخلاق و کثافت کرایهای او را دیدم، به او خییل بدبین شدم که این چه مملکتی است که ما کسانی را که نعوذبالله مثل خدا می دانستیم، پرستش می کردیم، چه فرمان شاه و چه فرمان یزدان (می گفتیم) شاه این است؟ خواهرش این است؟ بسیار زن فاسدی بود. یک نوع مرض جنسی داشت، با یک مرد، دو مرد کفایت نمی کرد...»(71)

علم:

بی شکعلم، بعد از شاه فاسدترین عنصر دربار بود. وی بعد از این که به عنوان وزیر دربار منصوب شد (1356-1342) د رتوسعه فساد دربار نقش مهمی ایفا کرد. خاطرات علم سرتاسر از فساد جنسی خود و شاه خبر می دهد. همه نزدیکان دربار بر دلالی علم شهادت داده اند تا جایی که بسیاری از آنها فساد شاه را به گردن علم گذاشته اند. ملکه مادردر خاطرات خود یم نویسد: «خدا لعنت کند اسدالله علم را که بساط شیطنت برای محمد رضا درست می کرد و باعث تحلیل رفتن قوه پسرم می شد». فریده دیبا مادر زن محمد رضا خیلی مؤدبانه می گوید: « علم از مشاوران جنس یمحمد رضا بود.»(72)
علم نیز در خاطراتش به اطلاع فردیه دیبا اشاره می کند و داستانی را نقل می کند که فریده از ان مطلع می شود، ولی علم به وی اخطار می کند اگر می خواهد زندگی دخترش به خطر نیفتد، صدایش را در نیاورد.(73) فردوست دوست نزدیگ شاه هم تأیید می کند که «علم محرم محمد رضا بود و سالها به عنوان وزیر دربار کنترل کامل دربار محمد رضا را به دست داشت. او هر گاه محمد رضا می خواست برای او از خارج و یا داخل زن پیدا می کرد و با هزینههای گزاف ترتیب مجالس هم خوابگی محمد رضا را می داد.»(74) به همین جهت، کسانی همچون عیل شهبازی در خاطرات خود سعی دارند فساد شاه را عادی جلوه بدهند و همه گناهانش را به گردن علم و تشکیلات فسادی که برای شاه درست کرده بود بیندازند.(75)
علم حتی برای شاه خانه ای را در بیرون از کاخ تهیه کرده بود و شاه را برای فساد به آنجا می برد. یک روز مادر زن شاه به طور اتفاقی آنها را هنگام بیرون آمدن از آن خانه دید.(76) ظاهراً همین موضوع بود که علم به فریده اخطار کرد زندگی دخترش را به خطر نیندازد.
علم در جای جای خاطراتش سخن از ملاقات با معشوقه هایش می راند.(77) با این که با دهها فاسقه ارتباط داشت، چشمش همیشه به دنبال نوامیس مردم بود. تا چشمش به یک زن زیبا می افتاد عنان از دست می داد. شبی سفارت دانمارک او را به یک میهمانی دعوت کرد. او «زیبارویی را که ظاهراً دوست سفیر بود» مشاهده کرد، بی اعتنا به میزبان و میهمانان تا ساعت یک نیمه شب با او مشغول صحبت بود.بیچاره میهمانان به او احترام گذاشتند و آنقد رنشسته بودند تا صحبتش تمام شود و بعد با او خداحافظی کنند.(78) علم چنان به بیماری جنسی مبتلا شده بود که حتی در مناسبات بین المللی آن را دخالت می داد. رئیس جمهور فیلیپین از شاه درخواست نفت داشت، همسرش را به ملاقات شاه فرستاد، شاه موضوع را با علم در میان گذاشت، علم پاسخ داد: « خانم مارکوس بسیار زیباست و بنابراین تقاضایش در خور توجه است. شاه پاسخ داد بله، ولی دارد پیر می شود.»(79)
او همیشه همسرش را به چشم یک مزاحم می دید به این جهت سعی می کرد در مسافرتها بدون او سفر کند و به جای آن با یکی از معشوقه هایش به مسافرت برود.(80) در سفری که با خانواده اش به شمال رفت، آن سفر به نوعی محرومیت تلقی می کرد و به شاه گفت: از این که در کنار دریا «دختران زیبا احاطه ام کرده بودند، ولی اب حضور همسر و دخترانم کاری نمی توانستم بکنم» احساس محرومیت می کردم.(81) جالب این است که بدانیم علم در آن زمان پنجاه سالگی را پشت سر گذاشته بود.
نکته ای که بیش از هر چیز تأسف بار است این است که علم دربار شاهنشاهی ایران را به صورت فاحسه خانه ای بین المللی دراورده بود. هر گاه سراتن فاسد رژیمهای دیگر هوش عیاشی می کردند به دربار ایران می آمدند. سلطان قابوس برای عیاشی به ایران آمد. شاه برای ضیافت رسمی وی برنامه ریزی می کرد. علم به او تذکر داد: « او بدون همسرش به اینجا آمده فقط بدین منظور که کمی به خودش برسد.» بع از دور روز شاه از احوال سلطان قابوس پرسید. علم گزارش داد: « هر دو شب با تعداد چهار تا پنج خانم بیرون اقامتگاه ملاقات کرده بود. نمی توانم شهادت دهم بعداً چه اتفاقی افتاده بود، اما به هر صورت سلطان راضی به نظر می رسید.»(82)

سایر درباریان

سایر درباریان نی زدر فساد جنسی تابع فرهنگ غالب دربار بودند. ملکه مادر با این که سالهایی از عمرش گذشته بود، دست از رابطه با مردان برنمی داشت. او بعد از مرگ رضا شاه «تعدادی زیاد دوست پسر» داشت؛ اما معروفترین دوستان وی ذبیح الله ملک پور و رحیم علی خرم بودند.(83) ذبیح الله ملک پور با این که مسلمان نبود در کاخ شهرت داشت به این که ملکه مادر را صیغه کرده است. روزهای تابستان هر دو در استخر کاخ به شنا می پرداختند «و محمد رضا گاهش اوقات که آنها را می دید برایشان دست تکان می داد.» ملکه مادر به این مووضع اعتراف می کند و می نویسد: « مردم ایران گاهی که بیوه می شوند چند بار شوهر می کنند، ولی من را به همین علت که با ملک پور ازدواج کرده بودم لعن و نفرین می کردند.»(84)
پیش از پیروزی انقلاباسلامی در بین مردم شایع شده بود که خرم به عنوان کارگر آسفالت کار به کاخ راه می یابد، ملکه مادر از او خوشش می آید بعد از استحمام و پوشیدن لباس نو همنشین ملکه مادر می گردد. بعد از آن خرم از یک کارگر ساده به یک سرمایه دار بزرگ ایران تبدیل شد. البته خود ملکه مادر به رابطه خود با خرم اشاره می کند و در مورد نصیری می نویسد: « گاهی هم من در مجالس خودم دعوتش می کردند که به اتفاق خرم (رجبعلی) می آمد.»(85) ناگفته نماند ملکه مادر به هم جنس بازی هم متهم شده است.(86)
شمش پهلوی گرچه از لحاظ جنسی به بیپروایی اشرف نبود؛ ولی وی نیز از فریدون جم طلاق گرفت و عاشق یک ویلون زن کاباره های تهران به نام مهرداد مین باشیان شد. شمس با وی ازدواج کرد و شوهرش با تغییر اسم به نام مهرداد پهلبد وزیر مادام العمر شد. شمس چون از مناعت طبع بیشتری برخوردار بود، «فقط به مردان تنومند و خوش اندام و زیباروی گاریش داشت» و تنها « با چهره های سرشناس و مشهور رفاقت» می کرد به همین جهت وقتی پروفسور بارنارد اولین پیوند زن قلب به ایران آمد «شمس پروفسور را به کاخ خود برده و چند روزی پیش خود نگه داشت.»(87) فاطمه پهلوی نیز به دلیل ارتباط با رضا قطبی موجب به هم خوردن زندگی رضا قطبی شد.(88)
شهناز دختر بزرگ شاه هم که ازدواجهای متعددی انجام داد در مسائل جنسی خیلی بی تکلیف بود. علی رغم این که شاه از خسرو جهانبانی بدش می آمد به شدت عاشق و شیفته او شده بود. شبی که تنها از خارج به ایران آمد، فرمانده گارد « چند دقیقه بعد تلفن کرد و خبر داد دوست پسر والاحضرت شهناز در داخل کاخ و نزد شاهدخت است». علم که حساسیت شاه را می دانست تصمیم گرفت خسرو را از کاخ بیرون کند. «شهناز پاسخ داد در این صورت او هم فوراً کاخ را ترک خواهد کرد».(89)
شهناز با معشوقه های خود بسیار زودرنج بود، یک بار به خاطر دعوا با دوست پسرش دست به خودکشی زد.(90) فرحنازدختر دیگر شاه که تازه به سن جوانی پا نهاده بود، همین خصلت را از پدر به ارث برده بود. مادر بزرگش تاج الملوک او را چنین توصیف می کند: « فرحناز در آن موقع هفده - هجده سال داشت و به خاطر موقعیت سنی که داشت، یک روز در میان عاشق این و آن می شد. یک روز عاشق یک خواننده تلویزیون می شد و فردا عاشق یک فوتبالیست.» فرحناز در عاشق شدن قایل به اشرافیت نبود. او یک بار عاشق یک خبرنگار شد و پای او را به کاخ گشود، ولی وقتی «محمد رضا فهمید، دستور داد او را دیگر به کاخ راه ندهند.»(91)
رضا، ولیعهد ایران نیز با این که تازه به سن بلوغ رسیده بود، ولی از همان ابتدا به فساد روی آورد. بعد از رونق کیش، یک هواپیمای کنکورد اجاره شده بود و «از فرانسه چند نفر خانم برای خوشگذرانی رضا پهلوی و همکلاسیهایش می آورد.»(92) نگارنده در اول انقلاب وقتی از کاخ ولیعهد در کیش دیدن کردم دهها آلبوم از عکسهای دختران فرانسوی و اروپایی را دیدم که مسئول کاخ توضیح می داد که مؤسسات مختلف این آلبومها را می فرستادند تا رضا دختران مورد نظرش را انتخاب و سفارش دهد. رضا پهلوی بعد از سقوط رژیم نیز به زن بارگی خود ادامه می دهد.(93)
اردشیر زاهدی داماد شاه نیز در فساد جنسی شهره آفاق بود. او بی شرمی را چنان به اوج رسانده بود که گاه در محل کار و در حضور جمع، دختری را روی زانو می نشاند و به مغازله مشغول می شد.(94) او چون یکی از دلالهای شاه بود از اطلاع دیگران هیچ وحشتی به خود راه نمی داد و می گفت: « من ختی خلافکاریها و خوشگذرانیهایم را همه به عرض اعلیحضرت می رسانم و باکی ندارم.»(94)
از دیگر عناصر فاسد دربار رژیم شاه یکی عبدالکریم ایادی بهایی پزشک مخصوص شاه بود و دیگری هوشنگ دولو قاجار. ایادی در مسایل جنشی هیچ چیز را مراعات نمی کرد. حتی از تجاوز به عنف ابایی نداشت. دولو در تجریش باغی داشت که مرکز فساد دربار بود. صدها دختر تلفنی با او در تماس بودند و هر کدام از درباریان که میل به فساد پیدا می کردند. دولو در آن باغ وسایل را فراهم می کرد.(95)
عناصر هر رژیمی ممکن است به فساد جنسی مبتلا شوند و بدین علت نمی شود رژیم را سرزنش کرد، اما هنگامی که فساد در رأس هرم قدرت راه یافت نه تنها هیچ انگیزه ای برای جلوگیری و مجازات فساد در رأس بدنه آن به وجود نمی آید، بلکه فساد تا اعماق نظام، حکومت و جامعه سرایت می کند. فراموش نمی کنم در اول انقلاب که از طرف دادستانی برای مطالعه پرونده به ستاد مشترک ارتش می رفتم در پرونده ژنرالهای ارتش گزارشهای زیادی از گرایشهای هم چنس بازی آناندرج شده بود. خاطره نویسهای رژیم پهلوی نیز از انحراف جنسی در سران ارتش خبر داده اند. فریده دیبا عباس قره باغی رئیس ستاد مشترک ارتش شاهنشاهی را متهم کرده که او « هم مانند هویدا تمایلات بیمارگونه جنسی داشت و گزارشهای بسیار از رکن دو ارتش و ضد اطلاعات در مورد ارتباط نامشروع و زننده او با نظامیان واصل می شد.»(96) ناگفته نماند یکی از اتهامات شخص شاه نیز هم جنس بازی بود.(97) دوست صمیمی شاه که حتی تا اتاق خواب همسرات شاه می آمد ارنست پرون بود. اکثر کسانی که از پرون یاد کرده اند.به هم جنس بازی او اشاره دارند.(98) حتی پس از انقلاب «کتابی به نام ارنست پرون شوهر شاه ایران» منتشر شد که «مدعی وجود رابطه همجنس بازانه پرشوری میان این دو در تمام عمرشان بوده است.»(99) اگر دلیل کافی برای رابطه جنسی بین شاه و پرون نباشد، در این شکی نیست که پرون در دربار نیز به هم جنس بازی شهرت داشته، با این حال در استحکام رفاقت او با شاه هیچ خللی به وجود نیامده، بلکه به گفته فردوست « پس از به قدرت رسیدن محمد رضا بود که پرون به طور صریح خود را به عنوا یک هم جنس باز تمام عیار که رل زن را بازی می کرد علنی ساخت. او هر روز صبح آنچه را که در شب برایش اتفاق افتاده بود برای محمد رضا تعریف می کرد.»(100)
نخست وزیر شاه، هویدا متهم به هم جنس بازی بود. به اعتقاد فریده دیبا «شاه در مورد هم جنس بازی هویدا حساسیتی نشان نمی داد. ما اطلاع داشتیم که علاوه ب رهویدا بسیاری از وزرای دولت و مقامات دولتی به ویژه مقامات بلند پایه لشکری به این فساد اخلاقی آلوده بودند.»(101) اینجا بود که اوج فساد در بین خانواده های وابسته به دربار در یک جامعهشیعی خود را نشان داد. در سال 1968 (اواخر 1356) دو پسر از درباریان معروف با یکدیگر ازواج کردند. « این ازدواج غیر عادی در هتل کنودور تهران صورت گرفت»(102) یکی پسر تیمسار صفاری از دوستان فریده دیبا و از ژنرالهای ارتش به نام بیژن صفاری بود و دیگری به نام سهراب محوی پسر ابوالفتح محوی پای قمار شاه بود.
یکی از زنان مرتبط با دربار پری اباصلتی نام داشت. این زن با استفاده از موقعیتش مبتکر «کلید پارتی» در ایران بود. وی مهمانیهای بزرگی در میهمانسراهای معروف تهران برقرار می کرد که «هواخواهان فراوانداشت. در آخر شب که همه به حد افراط مشروبات الکلی نوشیده بودند، هر یک از خانمها به یکی از اتاقهای مهمانسرا می رفتند. بعد مردان کلید این اتاق ها را روی هم ریخته و آنها را به هم می زدند. سپس با چشمانی که با چشم بند، خوب بسته شده بود هر یک کلیدی را انتخاب می کردند واز روی کلیدی که بنرده شده بودند به اتاقی که خانم شخص دیگری منتظر بود می رفتند.»(103)
شما خود قضاوت کنید وقتی مردم مذهبی از چنین مفاسدی آگاهی پیدا می کردند چه عکس العملی نسبت به رژیم از خود بروز می دادند؟!


45. دیبا، فریده؛ ملکه پهلوی، پیشین، ص 458.
46. دیبا، فریده؛ پیشین، صص 29-20.
47. همان، ص 459.
48. همان، ص 465.
49. همان، ص 460.
50. دیبا، فریده؛ پیشین، ص 171.
51. همان، ص31.
52. انصاری، احمد علی؛ پیشین، ص 47.
53. شهبازی، علی؛ پیشین، ص 254.
54. همان، ص220.
55. دیبا، فریده؛ پیشین، ص 461.
56. شهبازی، علی؛ پیشین، ص 297.
57. انصاری، احمد علی؛ پیشین، ص 167.
58. شهبازی، علی؛ پیشین، ص 265.
59. پهلوی، تاج الملوک؛ پیشین، ص 465.
60. انصاری، احمد علی؛ پیشین، ص 167.
61. شهبازی، علی؛ پیشین، ص 206.
62. علم، امیراسدالله؛ پیشین، ص 629.
63. دیبا، فریده؛ پیشین، ص 173.
64. پهلوی، اشرف؛ من و برادرم (خاطرات اشرف پهلوی)، با مقدمه محمود طلوعی، نشر علم، 1375، تهران، ص 273.
65. دیبا، فریده؛ پیشین، ص 235.
66. پهلوی، اشرف؛ پیشین، ص 272.
67. فردوست، حسین؛ پیشین، ص 232.
68. شوکراس، ویلیام؛ پیشین، ص 249.
69. دیبا، فریده؛ پیشین، ص 257.
70. فردوست، حسین؛ پیشین، صص 235-234.
71. از مصاحبه نامبرده با مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
72. پهلوی، تاج الملوک؛ پیشین، ص153.
73. دیبا، فریده؛ پیشین، ص 153.
74. فردوست، حسین؛ پیشین، ص 255.
75. شهبازی، علی؛ پیشین، ص 80.
76. علم، امیراسدالله؛ پیشین، ج1، صص 415-411.
77. همان، به عنوان نمونه به صفحات 251، 229، 198، 173، 168، 48 مراجعه کنید.
78. همان، ص 176.
79. همان، 2، ص 545.
80. همان، ص 689.
81. همان، ج1، ص 120.
82. همان، ج2، ص 792-791.
83. دیبا، فریده؛ پیشین، ص 91.
84. پهلوی، تاج الملوک؛ پیشین، ص356.
85. همان، ص 446.
86. غفاری، پروین؛ ناسیاهی، ص 54.
87. دیبا، فریده؛ پیشین، صص 280-279.
88. همان، ص 141.
89. علم، امیراسدالله؛ پیشین، ج1، صص 124-123.
90. همان، ص 143.
91. پهلوی، تاج الملوک؛ پیشین، ص 369.
92. شهبازی، علی؛ پیشین، ص 289.
93. انصاری، احمد علی؛ پیشین، صص 261-256.
94. صمیمی، مینو؛ پیشین، ص 57.
95. زاهدی، اردشیر؛ رازهای ناگفته، ص 138.
96. شهبازی، علی؛ پیشین، ص 6212-2166؛ و، علم، امیر اسدالله؛ ج1، صص 232-332؛ پهلوی، تاج الملوک؛ پیشین، صص 359-361-365؛ و، اناری، احمد علی؛ پیشین، ص 57؛ و، فردوست، حسین؛ پیشین، صص 203-209-264-265.
97. دیبا، فریده؛ پیشین، ص 345.
98. اسفندیاری، ثریا؛ پیشین، ص 143.
99. کیا، علی؛ خاطرات؛ به کوششحبیب لاجوری، زیبا، 1381، تهران، ص 152.
100. زونیس، ماروین؛ پیشین، ص 242.
101. فردوست، حسین؛ پیشین، ص 198.
102. دیبا، فریده؛ پیشین، ص 321.
103. انحراف جنسی، صفحه 50؛ همچنین رجوع کنید به: انصاریف احمد علی، پیشین، صفحه 81.
104. دیبا، فریده؛ پیشین، ص 139.

منبع مقاله :
ابطحی، سید مصطفی؛ (1384)، سقوط، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، چاپ اول




طبقه بندی: دانلود مقالات عمومی و آزاد، 
برچسب ها: فساد جنسی و بی بند و باری فرح، فساد جنسی اشرف، فساد جنسی علم در دربار شاه پهلوی، عکس و فیلم از رابطه جنسی فرح - اشرف و علم،
ارسال توسط س ح
آرشیو مطالب
حتما بخوانید
اطلاعیه
درخواست فایل
بازی آنلاین
بازی آنلاین تمرکز حواس