تبلیغات
تیک ایت - دانلود مقاله ای در مورد فساد جنسی شاه پهلوی
تیک ایت
پرتال جامع دانلود مقاله , تحقیق و پاورپوینت کامپیوتری
خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوش آمـــــــــــــــــــــــــــــــــــدیـــــــد |~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~| از تاریخ 95/11/15 فروشگاه به پروتکل امن Https مجهز شده است (SSL certificate) شما می توانید با خیالی آسوده خرید کنید |~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~| مزیت دسترسی به فروشگاه امن: 1- اطمینان مشتریان از اعتبار فروشگاه به واسطه گواهی معتبر SSL و نمایش قفل سبز رنگ در مرورگر آنها 2- اطمینان مشتریان از رمزگذاری شده بودن ارتباط و حفظ امنیت اطلاعات و حریم خصوصی مشتریان |~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~| برای ورود به فروشگاه تیک ایت اینجا کلیک کنید |~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~| محبوب ترین محصولات امروز فروشگاه
این نمایش مربوط به سال 82-81 می باشد که اساتید طنز استان آذربایجان شرقی در آن ایفای نقش کرده اند: بهمن تقی پور علیرضا رنجی پور محبوب کریمی و بابک نهرین امیدوارم این نمایش بسیار زیبا و خاطره انگیز رو دانلود کرده و در کنار دوستان و خانواده از دیدنش لذت ببرید. توضیحات فیلم: این فیلم به علت قدیمی بودن دارای کیفیت پایین می باشد. حجم فایل: 553 مگابایت فرمت: MpG ...
این نمایش مربوط به دهه هفتاد می باشد که اساتید طنز استان آذربایجان شرقی در آن ایفای نقش کرده اند: حاج جعفر اصغرنسب (صمد) علیرضا رنجی پور محبوب کریمی و شادروان کریم احمدپور امیدوارم این نمایش بسیار زیبا و خاطره انگیز رو دانلود کرده و در کنار دوستان و خانواده از دیدنش لذت ببرید. توضیحات فیلم: این فیلم به علت قدیمی بودن دارای کیفیت پایین می باشد. حجم فایل: 512 مگابایت فرمت: DAT ...
دانلود 50 پاورپوینت جالب با موضوعات: سخنان بزرگان سخنان زیبا و پند آموز کشورهای جهان جملات روحیه بخش پزشکی و سلامت پاورپوینت های انگلیسی تصاویر زیبا و جالب تفکر و اندیشه پارادایم و کلی پاورپوینت مهیج دیگه که مطمئنم از دیدنشون لذت می برید ... به امتحانش می ارزه ! ...

مرتبه
تاریخ : یکشنبه 15 اسفند 1395


فساد جنسی دربار

فساد جنسی یک بیماری عمومی است که دامن بیشتر پادشاهان مستبد را آلوده کرده است. داستانهای هزار و یک شب، حرمسراهای قاجار و عشقهای بیمارگونه پادشاهان ایران همه نشان از فساد دربار و حساسیت بیرون از دربار دارد. اما دربار محمد رضا پهلوی از دو جهت با سلف خود متفاوت بود. محمد رضا برای کاستن از قبح زن بارگی رعایت احکام شرعی را نمی کرد و فساد مختص به مردان دربار نبود. خواهرانف دختران و زن او نیز از این قاعده میتثنی نبودند.

شاه:

شاه در فساد جنسی بی مبالاتی را به اوج رسانده بود. درباره او دائم محل رفت و آمد فواحش خارجی و معشوقه های داخلی بود. او از دوران جوانی تا اندکی پیش از مرگ دست از زن بارگی برنداشت. حتی لحظاتی که ملت ایران برای سرنگونی او در سرتاسر کشور بسیجح شده بودند و در خیابانها صدای رگبار و مرگ بر شاه در هم پیچیده بود او در بارگاه خویش بی اعتنا به واقعیتهای بیرونی به عشقبازی مشغول بود.
شاید رفتار جنون آمیز جنسی محمدرضا ی تدثری از مادرش نبود، زیرا مادرش به او سفارش می کرد: « از قدیم و ندیم گفته اند به هر چمن که رسیدی گلی بچین و برو!»(1)

شاه و دلال محبت او، علم دذر رابطه با اخلاق جنسی به این اعتقاد رسیده بودند که مردان بزرگ احتیاج به یک سرگرمی دارند و مسئله جنسی بهترین سرگرمی است. به گزارش علم یک روز شاه و علم «درباره دوستان مؤنث، گپ» می زدند. شاه از پیر شدن معشوقه ها صحبت می کرد و افزود « با وجود همه اینها اگر این سرگرمی ها را هم نداشتیم به کلی داغان می شدیم.» علم نیز که در فساد جنسی دست کمی از شاه نداشت در تأیید شاه گفت: « همه مردانی که مسئولیتهای خطیر به عهده دارند نیاز به نوعی سرگرمی دارند و به عقیده من ماحبت جنس لطیف تنها چاره کارساز است.»(2)
مسئله مهمی که بر فساد جنسی شاه دامن می زد، فساد اخلاقی خواهرانش اشرف و شمس که از نقطه ضعف شاه آگاه بودند، «دختران زیبارا به او معرفی می کردند.» و «دختران جوان را به دام» می انداختند و برای محمدرضا به کاخ می آوردند.(3)
گرچه شخصیتهای پیرامونی محمد رضا شاه، پدر، مادر، خواهران، وزیر دربار و دوستان او نقش بسزایی در زمینه سازی فساد جنسی شاه داشته ااند؛ اما عامل اصلی، شخصیت خود شاه بود. برای روشن شدن عوامل و ابعاد موضوع مروری بر فساد جنسی محمد رضا شاه بی مناسبت نیست.
محمد رضا در اوایل جوانی که بار یتحصیل به مدرسه له روزه سوئیس رفته بود، عاشق یکی از مستخدمه های مدرسه شد و پس از برقاری ارتباط، دخترک را حامله کرد. محمد رضا با کمک فردوست با پرداخت پول از آن دخترک خواستند که سقط جنین کند و مدرسه را ترک نماید.(4)
رضا شاه پس از بازگشت محمد رضا از سوئیس به ملکه مادر سفارش کرد که برای جلوگیری از رابطه محمد رضا با زنان ناباب، یک خانمی برای او به دربار بیاورند. درباریان برادرزاده ساعد مراغه ای را که زن مطلقه ای به نام فیروزه بود با پرداخت ماهیانه سیصد تومان به دربار آوردند و تا ازدواج محمد رضا و فوزیه با او بود.(5)
شاه پس از ازدواج با فوزیه همچنان به روابط نامشروع خود ادامه می داد و همین امر موجب شد تا «ملکه فوزیه از ماجراهای عاشقانه او خشمگین» شود.(6) شاه با حضور فوزیه، عاشق دختری به نام «دیوسالار» شد، او که هنوز به تشریفات اسکورت مبتلا نشده بود، با یک دستگاه اتومبیل به منزل دخترک می رفت. با شیطنت ارنست پرون موضوع به اطلاع فوزیه رسید. پرون فوزیه را سر قرار برد و وقتی محمد رضا از خانه دیوسالار بیرون آمد، او را مشاهده کرد. فوزیه نیز به تلافی خیانت شاه با تقی امام دوست شد و اختلافات شاه و فوزیه از آن پس شدت گرفت و سرانجام منجر به طلاق گردید.(7)
پس از طلاق فوزیهف شاه مجدداً به «زندگی پرعیش و نوش شبها در کلوپ های دانس ... ادامه داد. شایعات زیادی درباره اسم خانمهایی بود که در این رفتو امدها با اعلیحضرت دیده می شدند.»(8)
شاه در این دوره از زندگی اش «حتی آپارتمانهایی در تهران دست و پا کرد تا بتواند با زنان جوان خلوت کند.»(9)
معروف ترین معشوقه شاه در این دوره، پروین غفاری بود. پروین عفاری، «16-17 ساله، مو بور، زیبا و بلند قد»، دختر میرزا حسین غفاری همدانی یکی از کارمندان مجلس شورای ملی بود. فردوست یک روز در باشگاه افسران با وی و مادرش آشنا شد و چون سلیقه شاه را می دانست او را به شاه معرفی کرد. سرانجام با دلالی فردوست، ترتیب ملاقات وی با شاه در سرخ حصار داده شد.(10)
پروین غفاری کم کم به دربار راه یافت و در حال و هوای ملکه شدن، از شاه حامله شد. اما شاه وی را مجبور کرد تا توسط پروفسور عدل دوست شاه سقط جنین کند. شاه پس از بهبودی پروین، خانه ای در خیابان کاخ نزدیک کاخ مرمر برای وی خریداری کرد تا به وی نزدیکتر باشد. سرانجام پس از مدتی پروین از چشم شاه افتاد و از دربار رانده شد. پروین غفاری پس از پیروزی انقلاب اسلامی خاطرات خود را در کتابی به نام « تا سیاهی...» منتشر کرد.(11) پروین غفاری در این کتاب نشان می دهد که شاه چقدر موجود جلفی بوده، تا آنجا که خود به تنهایی در خیابانها به دنبال شکار دختران می افتاده است.(12)
شاه جلافت را به حدی رسانده که چند بار از دیوار خانه پرین بالا رفته است.(13) او دوره بعد از طلاق فوزیه را چنین ترسیم می کند: « در تهران آن روزگار شایع بود که برای شبهای تنهایی او دخترانی زیبا را شکار کرده و به دربار می برند. حتی نام دختری ایتالیایی به نام "فرانچیسکا" در لیست معشوقه های شاه بود.»(14)
غفاری در این کتاب یکی «از خصوصیات بارز شاه را زن بارگی» او می داند که «دست از هرزگی بر نمی داشت و در تمام بزمهای شبانه با دریدگی به زنان و دختران چشم می دوخت و به بهانه های مختلف سعی می کرد با آنها تنها باشد و یا انان را به رقص دعوت کند.»(15)
شاه با تداوم حکومت پهلویها و لزوم داشتن ولیعهد ناچار شد در سال 1329 با ثریا ازدواج کند. اما این ازدواج پس از هفت سال ثمری برای دودمانت پهلوی نداشت و ثریا نیز از دربار رانده و مطلقه شد. پس از جدایی شاه از ثریا، زندگی عشقی شاه رونق گرفت و به قول ویلیام شوکراس، شاه «یک بار دیگر الواطی هایش را از سر گرفت. بعدها سیا در یکی از گزارشهایش درباره شاه متذکر شد که سلیقه او جنبه جهانی دارد و همه نژادها را دوست دارد.»(16) شاید گزارش سازمان سیا زیاده روی باشد. هیچ گزارشی از این که شاه به دختران چینی یا آفریقایی علاقه داشته باشد نرسیده است و به گفته ملکه مادر «محمد رضا در برابر دختران موطلایی تسلیم محض بود. یک بار که در جوانی با هواپیمای آلمانی مسافرت می کرد عاشق مهمانداران موطلایی هواپیمایی لوفت هانزا شده بود... همین مسئله مدتهای موجب بدبختی محمدرضا شده بود و پولهای زیادی را صرف میهمانداران لوفت هانز می کرد و یک قسمت از دربار مسئول دعوت و پذیرایی از میهمانداران بود.»(17) برادر و خواهر شاه هم که این موضوع را فهمیده بودند، در ترتیب ضیافت میهمانان هواپیمایی برای شاه فعالیت می کردند. «رفیقه های یک شبه و چند شبه فراوانی داشت که معرف آنها اشرف خواهرش و عبدالرضا برادرش بودند. اینها بیشتر از رده میهمانان خارجی هواپیماییها بودند.» شاه در این دروه علاوه بر مراوده با میهمانداران موطلایی اروپایی به عشق دختران آمریکایی نیز مبتلا شده بود. «در مسافرتهایش به آمریکا عن زنهای متعددی را می دید که دولو به او معرفی می کرد.»(18) شاه کم کم عاشق ستاره های سینمایی و ملکه های زیابیی می شد و با هزینه های سرسام آور به مراد می رسید.
ارتشبد فردوست که خود یکی از دلالات فساد محمد رضا بود، می گوید: در مسافرت شاه به نیویورک «من دو نفر را به محمد رضا معرفی کردم، یکی گریس کلی بود که در آن زمان آرتیست تئاتر بود و دو بار با او ملاقات [کرد] و محمد رضا به وی یک سری جواهز به ارزش حدود یک میلیون دلار داد. این زن بعداً همسر پرنس موناکو شد... نفر دوم یک دختر آمریکایی 19 ساله بود که ملکه زیبایی جهان بود... چند بار با محمد رضا ملاقات کرد و به او نیز یک سری جواهر داد که حدود یک میلیون دلار ارزش داشت.»(19)
معروف ترین معشوقه های شاه رد این دوره گیتی خطیر بود که در آستانه ازدواج با فرح «حدود یک میلیون تومان پول نقد و همین حدود جواهر به او داده شد و راهی رم شد.»(20)
باز شاه در سال 1338 برای به دنیا آوردن ولیعهد با فرح ازدواج کرد. با این که سن شاه در این دوره رو به کهولت می رفت، اما در فساد هر روز بدتر از گذشته می شد. در همین دوره بود که افراط محمد رضا در زن بارگی موجب تیرگی روابط شاه و فرح شد. شاه و دربار بدون توجه به موقعیت ملت و مملکت جلافت را به حدی رسانده بودند که با مؤسسات فساد جنسی اروپا رابطه برقرار کردند. یکی از این مؤسسات، مرسسه مادام کلود، « یکی از موفق ترین و معتبرترین شبکه های دختران تلفنی پاریس» بود. این مرسسه بود که دختری به نام «آنژ» را به شاه معرفی کرد. او با هواپیما به ایران آمد و مورد استقبال یکی از کارمندان وزارتت خارجه قرار گرفت و در هتل میلتون در یک سوئیت ساکن شد. سه روز آداب حضور نزد شاه را به وی آموختند. «وقتی شاه آنژ را دید، به قدری از او خوشش آمد که او را در تهران نگه داشتند». اما او از زندگی در تهران خوشش نیامد، بعد از شش ماه هنگامی که قصد بازگشت را نمود به او اخطار کردند که «تو نمی توانی از اینجا بروی، اعلیحضرت از تو خوشش می آید.» ولی سرانجام او موفق شد ایران را ترک گوید.(21)
مراوده شاه و درباره با این مؤسسه ادامه داشت، این مؤسسه «برای شاه و مقامات دربار صدها دختر به تهران می آورد» همه اینها عادی می نمود و بخشی از سبک زندگی پهلوی ها به شمار می رفت.» ولی ناگهان در ایران یک خبر عشقی از شاه منتشر شد و سپس کاخ شاه را نیز متشنج کرد. «در اوائل سالهای 1970 (1350) در دربار و بازار زمزمه هایی رواج یافت حاکی از اینکه شاه عاشق شده است. آن هم نه عاشق یک دختر اروپایی، بلکه یک دختر نوزده ساله ایرانی با موهایی که به رنگ طلا بود. می گفتند نامش گیلدا است.»(22)
داستان گیلدا پرحادثه ترین داستانهای هزار و یک شب دربار پهلوی بود. شاه بی مهابا او را به کاخ آورد و رسماً جزء دربار شد. فرح از گستاخی شاه سخت به تنگ آمد و دعوا و درگیری را آغاز کرد. گیلدا دختر سرلشکر آزاد یکی از افسران نیروی هوایی اصفهان بود، در سفری که شاه به اصفهان رفت سخت شیفته او شد و او را با خود به تهران آورد. مادر محمد رضا، داستان کیلدا را چنین تشریح می کند: در سال 1351 سرلشکر آزاد برای اینکه «خودش را به محمد رضا نزدیک کند»، از دخترش استفاده کرد، او را اهنگام سفر محمد رضا به اصفهان با خود آورد و در هواپیما کنار محمد رضا نشاند و محمد رضا را خام خودش کرد. محمد رضا چنان شیفته او شد که «نمی توانست در برابر خواهشهای او نه بگوید»، شاه نام او را به خاطر موهای طلائیش، طلا گذاشت . کم کم حس رقابت فرح برانگیخته شد و بحث طلاق پیش کشیده شد. ملکه مادر از این که فرح نسبت به این دختر حساسیت نشان می داد، تعجب می کند و می گویدک « فرح خودش را روشنفکر می دانست. محمد رضا در مجلس با زنهای این و آن و دخترهای این و آن می رقصید و آنها را در آغوش می گرفت و می بوسید و فرح می دانست که محمد رضا... علاوه بر او با زنان دیگر یهم رفت و آمد دارد، اما او نسبت به این دختر فوق العاده حساس شده بود.»
ملکه مادر علت حساسیت بیش از حد فرح را این می داند که «این دختر فوق العاده قشنگ بود». خصوصاً این که محمد رضا به زیبایی ذاتی این دختر اکتفا نکرده بود و او را نزد پروفسور تسه فرانسوی، دکتر خانوادگی دربار در امور زیبایی فرستاده بود و با چند عمل جراحی «خیلی دیدنی شده بود.»(23) سرانجام فرح بی تاب شد و وقتی « در سعدآباد چشمش به طلا افتاد. جلو رفت و کشید محکمی به گوش طلا زد».(24)
مادر فرح، فریده دیبا در بزرگواری و گذشت دخترش فرح می نیوسد:

بی تفاوتی فرح نسبت به کام جوییهای محمد رضا باعث شد که شاه جسارت را از حد بگذراند و دست دختر یکی از افسران نیروهای هوایی را بگیرد و به عنوان معضوقه خود به کاخ بیاورد... محمد رضا در داخل کاخ جایگاهی را به او اختصاص داده بود. فرح با آنکه می کوشید نسبت به این مسائل بی تفاوت باشد، اما یک بار کشیده ای محکم به گوش این دختر زد.(25)

بلند پروازیهای خانواده گیلدا حتی حساسیت شاه را هم برانگیخت. به گزاشر علم، یک روز صبح «شاه خیلی بدخلق بود.» شاه علت بدخلقی خود را مصاحبه خانواده گیلدا با یک روزنامه ترک دانست که گفته اندک « با این که شعایات ازدواج [دخترشان با شاه] بی اساس است، اما بدون شک دخترشان معشوقه شاه است.»(26)
اختلافات شاه و شهبانو، شاه را به این نتیجه رساند که فرح را طلاق بدهد. ملکه مادر با او وارد بحث شد، ولی شاه اعلام کرد: « چه عیب دارد؟ او را طلاق می گویم. طلاق در میان مردم ایران یک امر مقبول است و خیلی مردها زنشان را طلاق می گویند»؛(27) اما ملکه مادر طلاق را به صلاح ندانست و با پادرمیانی وی شاه و ملکه «توافق کردند که به خاطر مصالح مملکت از هم طلاق نگیرند؛ ولی من بعد با هم کاری نداشته باشند و فقط دوست باشند و سپس، محمد رضا با این تصمیم ازادی خودش را به دست آورد و فرح هم کار خودش را می کرد.»028)
سرانجام گیلدا نیز دل شاه را زد و تصمیم گرفت او را به تیمسار خاتم فرمانده نیروهای هوایی واگذار نماید.(29) شاع عاشق پیشه ای بود که هر لحظه دل به دامن کسی می بست و بیت المال را بی هیچ دغدغه ای هزینه وصلش می کرد. شاه مدتی عاشق «سوفیا لورن» ستاره معروف سینمای ایتالیایی شده بود و دستور داده بود تا فرح گونه های خود را شکل او جراحی کند. شاه برای رسیدن به وصال سوفیا لورن او و همسرش را به ایران فراخواند، ولی تنها همسرشف کارلو پونتی به ایران آمد و در ضیافت کاخ شاه شرکت کرد.(30)
علی شهبازی یکی از نیروهای گارد شاهنشاهی و سرتیم محافظ شاه، کسی که تا پایان عمر، در خارج از کشور، مغرب، پاناما، آمریکا و مصر او را ترک نکرد، در خاطرات خود، پرده از شبکه ای برمی دارند که برای فساد و زن بارگی شاه فعالیت می کردند. او معتقد است از وقتی که علم وزیر شد، در زورات درباره «تشکیلاتی ویژه برای سرگرمی شاه درست کرده بود که اعضای آن سازمان عبارت بودند از خود علم، افسانه رام، سیروس پرتویف امیر متقی، ابوالفتح آتابای، کامبیز آتابای، هرمز قریب، سلیمانی، سرهنگ جهان بینی، عباس حاج فرجی، حسین حاج فرجی، ابوالفتح محوی، خانم آراسته و سرهنگ اویسی، تعدادی خارجی هم با آنها همکاری داشتند. این تشکیلات یک بودجه سرسام اور داشت.» او در مورد وظیفه این تشکیلات می گوید: «کارشان ایو بود که خانم های شوهردار و دختران بخت برگشته و یا همسرات و دختران کسانی را که می خواستند مقامی بگیرند، برای شاه بیاورند.»
وی که همیشه همراه شاه بوده است در مورد محلهای فساد شاه می نویسد:

این بنرامه گاهی در کاخ شهوند انجام می شد که مسئول آن ابوالفتح آتابای بود... هر وقت حسین دانشور برای شاه خانم می آورد در منزل اردشیر زاهدی برنامه انجام می شد، موقعی که امی رمتقی از دانشگاه شیراز خانم می فرستاد در منزل علم ملاقات صورت می گرفت... تابستان که شاه به نوشهر می رفت برنامه دست امیر قاسمی بود که از دختران ساواک به کاخ رامسر می آورد... ابتدا کامبیر آتابای یک نفر را به کاخ شهوند می آورد و کار که تمام می شد. جهان بینی به عرض می رساند: قربان آقای سلیمانی با مهمان در منزل آقای ابوالفتح محوی منتظر است... دو ساعت بعد جهانی بینی جلوی در ورودی به عرض می رساند: قربان حسین دانشور با مهمان در حسارک منتظر تشریف فرمایی شما هستند...
آقای شهبازی می نویسد فساد شاه در این واواخر به حدی رسیده بود که نشاه حتی وقتی که به زیارت امام رضا(ع) می رفت قبلاً علم منشی اش که افسانه رام بود را با یکی دو خانم از تهران به آنجا می فرستاد.»
با اینهمه، شهبازی در دفاع از شاه می گویدک « خلاصه علم برای شاه برنامه ای درست کرده بود که شاه تا شانه هایش در لجن فرو رفته بود و راه برگشت هم نداشت.» او در مورد افراط علم می نویسد که «گاهی اتفاق می افتاد که علم شاه را در یک روز با سه تا چهار زن رو به رو می کرد.»(31)
محافظ شاه داستانی را از عیاشی شاه و علم در جزیره کیش نقل می کند، که نشانگر اوج بی مبالاتی آنهاست. او می نویسد:

بک یک فروند هواپیما در معیت شاه و علم به جزیره کیش رفتیم. علم در فوردگاه گفت حفاظت لازم نیست، شاه را برداشت و برد. افسر نیروی هوایی مسئول حفاظت در کیش به شدت از جان شاه می ترسید و خودخوری می کرد، چند لحظه بعد با عصبانیت آمد و گفت شاه با سه خانم لخت کنار ساحل قدم می زند. «هر چهار نفر لخت هستند و کارهایی انجام می دهند که واقعاً من ناراحت شدم.»

شهبازی در توجیه آن افسر گفت: « شاه هم آدم است، تفریح می خواهد!» افسر با ناراحتی جواب داد: « این تفریح نیست.»(32)
علم در جای جای خاطرات خود به عیاشیهای شاه و خود اشاره می کند. او نشان می دهد که حتی از آوردن دختران ساده به کاخ نیز خودداری نمی کردند. علم دختری را برای شاه به کاخ آورد که خودش می گوید: «دخترک یا خل وضع است یا درست حسابی مایه دردسر است.» او در مورد سادگی این دختر به شاه می گوید: « آن قدر ساده است که علناً مرا به جای شاه گرفت، تعظیم غرایی کرد و بعد هم خودش را انداخت توی بغل من ... نمی دانستم با چه زبانی به او بگویم من شاه نیستم.»(33)
علم در جای دیگر از خاطراتش داستانی را نقل می کند که اوایل سال 55 دوست دختر سوئدی شاه در اثر خوردن چغاله بادام دل درد گرفته بود و اشتباهاً دکتر را برای دوست دختر فرانسوی علم برده اند.(349
شاه نه تنها در ایران بی مهابا و بی اعتنا به ارزشهای ملت ایران دست به فساد می زد، بلکه بی هیچ توجهی به شأن یم پادشاه در خارج از کشور نیز از هیچ تظاهری به فساد کوتاهی نمی کرد.
شاه در یکی از سفرهای خود به ونیز از فرماندار شهر تقاضی زن می کند. فمراندار پاسخ می دهد: « این کار مربوط به رئیس پلیس است.» وقتی این داستان به آندره ثوتی نخست وزیر ایتالیا رسید از بی شخصیتی شاه تعجب کرد و گفت: « این تقاضا را عاری از نشانه نجیب زادگی» می دانم.(35)
مسئله زن بارگی شاه در خارج از کشور همه طرفداران شاه روایت کرده اند. علی شهبازی محافظ شاه می نویسد علم برای عیاشی شاه در خارج از کشور نیز تشکیلاتی درست کرده بود و «عده ای مأموریت داشتند که در خارج از کشور هنگام مسافرت برای او قبلاً همه چیز را آماده کنند؛ البته اکثراً در مسافرتها اردشیر زاهدی و حسین دانشور و سرهنگ جهان بینی و مصطفی نامدار سفیر شاه در اطریش عهده دار آوردن خانمهای متعدد بودند. از همه فعال تر محمود خوانساری بود که دختران دانشجوی ایرانی را می آورد.»(36)
پرویز راجی سفیر شاهنشاه در انگلیس داستان خلوت کردن شاه و خانم «مورین» در تالار پذیرایی سفارت ایران در انگلیس را آورده است.(37) شاه دیوانه عیاشی بود، او نه مانند یک پادشاه با وقار، بلکه مانند یک لات هرزه به دوره گردی در خارج از کشور می پرداخت. فریدون هویدا سفیر شاه در سازمان ملل که در یکی از مسافرتهایش به همراه شاه در پاریس بوده، می نویسد:
«شاه یکی دو روز عصرها که وقت آزاد داشت به چند کاباره شبانه سر زد و مدتی را در مصاحبت دختران معرفی شده از سوی دوستان خود گذراند که به آنها هدایایی گرانقیمت نیز داد. چند ماه بعد در یک مجلس میهمانی به یکی از همان دخترهایی که مدتی را با شاه سرکرده بود برخوردم و او با افتخار فراوان انگشتر الماسی را که از شاه هدیه گرفته بود به من نشان داد.»(38)
عیاشیهای شاه در سن موریس سوئیس، پایتخت زمستانی شاه داستان دیگری است که خود نیاز به کتابی جداگانه دارد. خانم مینو صمیمی کارمند سفارت ایران در سوئیس در خاطرات خود پرده از فساد شاه بر می دارد و می نویسد: « شاه در مسافرتش به سوئیس از همان فرودگاه از فرح جدا می شد و به دنبال عیاشی خود می رفت. در یکی از این مسافرتها شاه «از فرودگاه مستقیماً عازم محل اقامت یکی از ستارگان معرو شد و تمام ساعات بعدازظهر را در جوار او گذراند.»
وی این ستاره سینما را «بریزیت باردو» می داند. وی معتقد است، فرح نیز از مقصد شاه آگاه بود. سفیر ایران در سوئیس چون تازه کار بوده است، اطاق دو نقره ای را برای شاه و ملکه تدارک دیده بود، اما شاه به وی متذکر می شود که شاه و ملکه در یک اتاق نمی خوابند. این موضوع برای خانم صمیمی معما شده بود تا سرانجام «عیاشی های شاه» و «زن بارگی» وی به او فهماند که «چرا شاه پیوساه اصرار داشت در اتاق خوابی جدا از همسرش به سر برد.»(39)
عیاشیهای شاه در یک محیط سربسته انجام نمی شد؛ به همین جهت در بین مردم ایران زبان به زبان می چرخید و نفرت در دلها ایجاد می کرد. روزنامه های اروپایی با همه حمایتی که از شاه به عمل می آوردند، عیاشیهای شاه را نادیده نمی گرفتند و «مطالب متعددی اغلب در مطبوعات اروپایی راجع به عیاشیهای شاه منتشر می شد که خود مریدی بود بر زبن بارگی شاه.»(40) یکی از نویسندگان فرانسوی به نام «ژرا دو ویلیه» در کتاب خود فصل بلندی را به شرح ماجراهای عشقی شاه اختصاص داده است. وی از معشوقه هایی به نام «دخی» و دختر زیبایی از خانواده ای اشرافی به نام «منیژه» و دختری 19 ساله وتحصیل کرده در انگلیس به نام صفیه، دختر 18 ساله ای به نام لیلی فلاح و هنر پیشه آلمانی به نام «الگار آندرسون» و «ماریا گابریلا» دختر پادشاه برکنار شده ایتالیا نام می برد.(41) شاه تا مرز ازدواج با گابریلا هم رسید، ولی به دلیل مسیحی بودن وی با مخالفت آیت الله بروجردی روبه رو شد.
شاه چنان بی دغدغه از مشکلات مردم و سقوط خود به عیاشی مشغول بود که حتی در آخرنی ماههای حکحومتش دست از فساد جنسی بر نمی داشت. در سال 1356، سپیده زن دولو قاجار که عضوی از شبکه فساد شاه بود، دختری زیباروی شانزده ساله فارنسوی به نام ماری لبی را شکار و به دربار نزد شاه می فرستد. او در نزدیکهای پیروزی انقلاب اسلامی ایران را ترک و به فرانسه باز می گردد. وی خاطرات خود را به شکل رمانتیک به نام «عشق من شاه ایران» منتشر کرده است.(42)
شاه در این اواخر چنان در هرزگی فرو رفته بود که حتی اگر چشمش به عکس زیبارویی می افتاد، عنان از دست می داد. کارت تبریکی را شاهزاده موناکو همراه با عکش دخترش برای شاه فرستاد، شاه تا چشمش به عکس افتاد گفت: «عجب دختر خوشگلی دارند، ای کاش می توانستم دعوتش کنیم بیاید تهران.»(43)
شاه حتی تا آخرین لحظات عمرش دست از هرزگی برنداشت. به گزارش احمد علی انصاری دوست وفادار و همراه شاه «تا زمانی که حالش به وخامت گرایید هنوز روحیه زن بازی را حفظ کرده بود.»(44)

پی نوشت ها :

1. پهلوی، تاج الملوک؛ پیشین، ص 364.
2. علم، امیراسدالله؛ پیشین، ج2، ص 683.
3. دیبا، فریده؛ پیشین، ص 267.
4. فردوست، حسین؛ ظهور و سقوط سلطنت پهلوی: خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست، ج1، اطلاعات، 1370، تهران.
5. همان.
6. زونیس، ماروین؛ همان، ص 119.
7. فردوست، حسین؛ پیشین، صص 197-194.
8. لاینگ، مارگارت؛ پیشین، ص 133.
9. زونیس، ماروین؛ پیشین، ص 24.
10. فردوست، حسین؛ پیشین، ص 206.
11. این کتاب به نام «ناسیاهی ... در دام شاه» توسط مرکز ترجمه و نشر کتاب در سال 1376 منتشر شد. ضمناً مرکز اسناد انقلاب اسلامی نیز خاطرات وی را به صورتی تصویری ضبط کرده است.
12. غفاری، پروین؛ ناسیاهی؛ ص 20.
13. همان، ص 66.
14. همان، ص10.
15. همان، ص 62.
16. شوکراس، ویلیام؛ آخرین سفر شاه 0سرنوشت یک متحد آمریکا)، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی، نشر البرز، 1371، تهران، ص 98.
17. پهلوی، تاج الملوک؛ پیشین، ص 364.
18. فردوست، حسین؛ پیشین، ص 209.
19. همان.
20. همان
21. شوکراس، ویلیام؛ پیشین، ص 444.
22. همان، ص 112.
23. پهلوی، تاج الملوک؛ پیشین، صص 368-362 .
24. همان، ص 367.
25. دیبا، فریده؛ پیشین، ص 154.
26. علم، امیراسدالله؛ پیشین، ص 505.
27. پهلوی، تاج الملوک؛ پیشین، ص 363.
28. همان، ص 364.
29. انصاری، احمد علی؛ پیشین، ص 85؛ و علم، امیراسدالله؛ پیشین، ص 494.
30. دیبا، فریده؛ پیشین، ص 98.
31. شهبازی، علی؛ پیشین، صص 85-80.
32. همان، ص 287.
33. علم، امیراسدالله؛ پیشین، صص 628-627.
34. همان، ص 768.
35. سوکراس، ویلیام؛ پیشین، ص 444.
36. شهبازی، علی؛ پیشین، ص 82.
37. راجی، پرویز؛ پیشین، ص 200.
38. هویدا، فریدون؛ سقوط شاه، ص 126.
39. صمیمی، مینو؛ پیشین، صص 79 و 104 و 109 و 110.
40. صمیمی، مینو؛ پیشین، 110.
41. طلوعی، محمود؛ پرد و پسر، نشر علم، 1372، تهران، ص 697.
42. این کتاب توسط آقای محمد علی عریضی ترجمه و در لندن به چاپ رسیده است.
43. علم، امیراسدالله؛ پیشین، ج1، ص 419.
44. انصاری، احمد علی؛ پیشین، ص 168.

منبع مقاله :
ابطحی، سید مصطفی؛ (1384)، سقوط، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، چاپ اول




طبقه بندی: دانلود مقالات عمومی و آزاد، 
برچسب ها: عکس و فیلم از رابطه جنسی و عشقبازی شاه پهلوی، تحقیق در مورد فساد در دربار شاه پهلوی، شاه پهلوی چگونه آدمی بود؟، شاه پهلوی که بود و چه کرد؟، همسران و عشاق شاه پهلوی چه کسانی بودند؟، عکس و فیلم از معشوقه های شاه،
ارسال توسط س ح
آرشیو مطالب
حتما بخوانید
اطلاعیه
درخواست فایل
بازی آنلاین
بازی آنلاین تمرکز حواس